پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۶

یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن

از شراب درد مستم کرده ای هشیار کن

خانه ام دارالشفا گردان ز روی مرحمت

آشیانم را لبالب از گل بیخار کن

از اجابت آبرو ده ناله گرم مرا

صندل دردسرم از آه آتشبار کن

کشور بی رنج من با من ده در اقلیم وجود

دیده و دانسته حکمی با من بیمار کن

از زبان من مکن کوتاه ذکر توبه را

سبز برگ سوسنم از آب استغفار کن

خامه ام را ده چو تیر روی ترکش امتیاز

نامه ام مد نظر چون طره دستار کن

خواب غفلت را مده یار به چشم سیدا

روزیی او همچو شبنم دیده بیدار کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۸ز آتش عشق تو آب شد جگر من
  2. شمارهٔ ۴۴۹به دستم کرد گل تا داغهای آتشین من
  3. شمارهٔ ۴۵۰بپوش از هستی خود چشم و عیش جاودانی کن
  4. شمارهٔ ۴۵۱ای شکر لب وقف ارباب هوس خواهی شدن
  5. شمارهٔ ۴۵۲از دل زارم نفس مأیوس می آید برون
  6. شمارهٔ ۴۵۳به دور خط رخسارت دو چندان گشت آه من
  7. شمارهٔ ۴۵۴از ریاضت نفس را کردم کباب خویشتن
  8. شمارهٔ ۴۵۵جنونم دشت پیما شد کن ای مجنون حذر از من
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.