پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

ای شکر لب وقف ارباب هوس خواهی شدن

زیر دست مور و پامال مگس خواهی شدن

از غرور حسن هستی میوه شاخ بلند

بگذرد یکچند روزی دست رس خواهی شدن

بر گریبانت ز هر سو چاکها خواهد فتاد

زنده زنده نقش دیوار قفس خواهی شدن

خط مشکین سرمه خواهد داد آواز تو را

با چراغ مرده آخر همنفس خواهی شدن

بر در هر خانه بی تکلیف خواهی رو نهاد

بر سر دستار خوان ها چون مگس خواهی شدن

خط بیزاری ز دیدار تو من خواهم گرفت

تخته مشق نگاه بوالهوس خواهی شدن

خانه اهل هوس هر شب به دزدی می روی

آخر ای شب رو گرفتار عسس خواهی شدن

وقت خط از آه آتشبار من اندیشه کن

پیش مرگ شعله همچو خار و خس خواهی شدن

شاهباز حسن تو خواهد شدن پر ریخته

بر سر دست مر شکاران چه کس خواهی شدن

می روی امروز اگر چه پیش پیش سیدا

رفته رفته همچو نقش پای پس خواهی شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳به دور خط رخسارت دو چندان گشت آه من
  2. شمارهٔ ۴۵۴از ریاضت نفس را کردم کباب خویشتن
  3. شمارهٔ ۴۵۵جنونم دشت پیما شد کن ای مجنون حذر از من
  4. شمارهٔ ۴۵۶این چه رنگ و رخسار است گلشن جمال است این
  5. شمارهٔ ۴۵۷نمی آیی به بالینم نمی گیری خبر از من
  6. شمارهٔ ۴۵۸خانه ام از روی او امشب چمن خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۴۵۹کجا رفتی ز آغوش تماشا ای نگار من
  8. شمارهٔ ۴۶۰تا چراغ انجمن کردن زبان خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.