پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

بر درت همچون کمان پشت دو تا آورده ام

گوشه چشمی که درد بی دوا آورده ام

پیکرم از ناتوانی مانده پهلو بر زمین

کشکشان خود را به امید شفا آورده ام

برنگشته هیچ کس زین آستان دست تهی

کاسه خالی به کف همچون گدا آورده ام

در ته گرد کسادی مانده است آئینه ام

بر در روشنگر از بهر صفا آورده ام

پرده های دیده گرد فرش راهت کرده ام

مژدها بر مردمان زین توتیا آورده ام

آرزو دارم که از لطف تو گردم کان لعل

پیکر چون کاه و رنگ کهربا آورده ام

عافیت کردست بر من دعویی بیگانگی

ای طبیب اعضای با دردآشنا آورده ام

از لب حوض تو آب زندگانی خورده ام

خویش را بر چشمه آب بقا آورده ام

از حوادث های دوران گردد ایمن دانه ام

پیکر سرگشته تر از آسیا آورده ام

در بساطم نیست غیر از زاری و افتادگی

سینه بی سوز و آه نارسا آورده ام

همچو باد صبح این ره را به سر طی کرده ام

ناتوانم پیکر بی دست و پا آورده ام

چون گل از طوف مزارت چون نگردم بهره مند

غنچه خود را به باغ دلگشا آورده ام

کرده بر لوح مزارت کلک صنع آمین رقم

پنجه را واکرده از بهر دعا آورده ام

تکیه گاهی نیست غیر از آستانت بنده را

پهلوی خود را برای متکا آورده ام

از مقام اهل دل راهی به سوی حق بود

در حقیقت رو به درگاه خدا آورده ام

سیدا پیوسته مشکلهای من آسان شد است

روی تا بر خواجه مشکل گشا آورده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹بس که خو کردست با کلفت دل غم پیشه ام
  2. شمارهٔ ۴۳۰شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
  3. شمارهٔ ۴۳۱تا به سودای تو از خانه به بازار شدیم
  4. شمارهٔ ۴۳۲همنشین زنبورم خانه پر عسل دارم
  5. شمارهٔ ۴۳۳ز قتل عاشقان در سینه او غم نمی‌بینم
  6. شمارهٔ ۴۳۴به دام دلبری افتاده ام گمگشته تدبیرم
  7. شمارهٔ ۴۳۵نگاه یار با من بر سر جنگ است می دانم
  8. شمارهٔ ۴۳۶روزگاری شد که خون از دیده تر می خوریم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.