پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

مسجد در آی و تکیه به غیر از خدا مکن

بر روی خلق چشم چو محراب وا مکن

از کوی اهل جود گذر گرم چون سموم

خود را چو سایه در ته دیوار جا مکن

امروز از شکایت ایام لب بوبند

دل را چراغ گوشه ماتم سرا مکن

پهلو بر آستانه نودولتان منه

از ناخن پلنگ به خود متکا مکن

دست هوس ز نعمت الوان کشیده دار

بر خوان خلق پیرویی اشتها مکن

همچون نگین مناز به اقبال دیگری

پرواز از غرور به بال هما مکن

بر باد حادثات روی زود همچو موج

همچون حباب خانه ز دریا جدا مکن

کو مرهمی که داغ شود کامیاب ازو

دردی اگر رسد به تو او را دوا مکن

سیلی خوری به روی خود از صرصر خزان

در باغ دهر سینه چو گل بر هوا مکن

آب بقا ز ساغر فغفور چین مخواه

چشم طمع به کاسه دست گدا مکن

امداد خود ز گوشه نشینی طلب نمای

افتی اگر ز پای خیال عصا مکن

ای سیدا به اهل جهان راز دل مگوی

بیگانه را به هر سخنی آشنا مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن
  2. شمارهٔ ۴۷۱به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من
  3. شمارهٔ ۴۷۲گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من
  4. شمارهٔ ۴۷۳غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من
  5. شمارهٔ ۴۷۴خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من
  6. شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
  7. شمارهٔ ۴۷۶خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او
  8. شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.