پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸

در دم خط آن پسر در جستجو خواهد شدن

آشنائی ها ما معلوم او خواهد شدن

شبنم خوبی ز گلبرگ ترش خواهد چکید

پیش چشم بلبلان بی آبرو خواهد شدن

از غرور حسن تا کی روی گرداند ز ما

این نمی داند که روزی روبرو خواهد شدن

کاکل او آرزوی غارت دین می کند

عمرش آخر بر سر این آرزو خواهد شدن

تا به کی چون شیشه می کند گردنکشی

خشک مغز آخر سر او چون کدو خواهد شدن

می کند با کاسه های می به پیش ما سخن

دست بر سر عاقبت همچون سبو خواهد شدن

روی چون تصویر بر دیوار خواهد نقش کرد

زلفش آخر جانشین کلک مو خواهد شدن

می کند صد گفتگوی تلخ با گلهای باغ

عاقبت شرمنده این گفتگو خواهد شدن

آن لب شیرین که باشد داغ از حلوای قند

از غم حلوای پشمک همچو مو خواهد شدن

از پریشان گردیی خود آن پریرو سیدا

همچو خورشید جهان بین کو به کو خواهد شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۰وقت خط جان تو بیرون از بدن خواهد شدن
  2. شمارهٔ ۴۴۱اشک من گر اینچنین کز دل برون خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۴۴۲تازه می سازم ز برق ناله داغ خویشتن
  4. شمارهٔ ۴۴۳چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتن
  5. شمارهٔ ۴۴۴گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون
  6. شمارهٔ ۴۴۵دلم افسرده شد از گردش ارض و سما بیرون
  7. شمارهٔ ۴۴۶یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن
  8. شمارهٔ ۴۴۷تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.