پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن

خفته ام در سایه دیوار بست خویشتن

تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنی

رفته ام من هم به سودای شکست خویشتن

ساقی ایام مهیا کرده جام انتقام

تکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن

پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه را

می گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن

می روم زین بحر آخر سیدا با دست خشک

غیر مأیوسی نمی بینم به پشت خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸مسجد در آی و تکیه به غیر از خدا مکن
  2. شمارهٔ ۴۶۹از مربی بس که رم خورده دل بدخوی من
  3. شمارهٔ ۴۷۰شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن
  4. شمارهٔ ۴۷۱به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من
  5. شمارهٔ ۴۷۲گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من
  6. شمارهٔ ۴۷۳غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من
  7. شمارهٔ ۴۷۴خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من
  8. شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.