پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام

خاک بر سر می کنم تا از نظر افتاده ام

طوطیم اما ز یک پرواز بیجا ساختن

صد بیابان دور از کان شکر افتاده ام

بر شکست من اگر دوران کمر بندد رواست

از چمن بیرون چو نخل بی ثمر افتاده ام

تا کدامین سو خرامان بگذرد آن شاخ گل

همچو نقش پای در هر رهگذر افتاده ام

نسبتی نبود جگربند مرا با ماه مصر

پیر کنعان نیستم دور از پدر افتاده ام

سیدا باغ بهار خویش را دادم ز دست

چو نسیم صبح در فکر سفر افتاده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانم
  2. شمارهٔ ۳۸۹از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
  3. شمارهٔ ۳۹۰داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
  4. شمارهٔ ۳۹۱یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
  5. شمارهٔ ۳۹۲دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
  6. شمارهٔ ۳۹۳روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
  7. شمارهٔ ۳۹۴به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
  8. شمارهٔ ۳۹۵شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.