پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام

خانه یی از سیم بهر خویش برپا کرده ام

از برای سیم دنیا پا در این ره مانده ام

شهر و صحرا از نسیم اشک دریا کرده ام

تا نریزد آبروی لنگر من بر زمین

از چپ و از راست آغوش نظر واکرده ام

چون سپند روی آتش هست کارم جست و خیز

در عجایب منزلی امروز مأوا کرده ام

همچو تار سیم هر دم می خورم صد پیچ و تاب

سیدا تا دار دنیا را تماشا کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵شبی که بوی گلت از هوا سراغ کنم
  2. شمارهٔ ۳۸۶بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام
  3. شمارهٔ ۳۸۷چهره افروخت چو گل بهر تماشا رفتم
  4. شمارهٔ ۳۸۸به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانم
  5. شمارهٔ ۳۸۹از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
  6. شمارهٔ ۳۹۰داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
  7. شمارهٔ ۳۹۱یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
  8. شمارهٔ ۳۹۲دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.