پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ دل چو از پای فتد دست دعا می گردد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ رخت هستی دل سوی آن جامه‌گلگون می‌کشد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ میل خوبان ز اسیران به توانگر باشد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ دل چون مطیع گشت چراغ نظر شود
  5. شمارهٔ ۲۴۵ به سیر باغ اگر آن شعله بالا بلند آید
  6. شمارهٔ ۲۴۶ آنها که تکیه بر کرم کبریا کنند
  7. شمارهٔ ۲۴۷ جبهه می خواهم که وقف سجده آن پا شود
  8. شمارهٔ ۲۴۸ داغ را دل در کنار خویشتن می پرورد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ شبی که خانه ام از روی یار گلشن بود
  10. شمارهٔ ۲۵۰ از رخت آئینه من دامن گلچین شود
  11. شمارهٔ ۲۵۱ دم صبحی که در میخانه از بهر شراب آید
  12. شمارهٔ ۲۵۲ عالم به چشم مستان چون آب می نماید
  13. شمارهٔ ۲۵۳ چند روزی در محبت درد می‌باید کشید
  14. شمارهٔ ۲۵۴ می پرستی های آن لبهای خندانت چه شد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ ز چاک سینه دود آه من گلگون برون آید
  16. شمارهٔ ۲۵۶ خدای ذات تو را از بلا نگه دارد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ دلم در کوی او رفتست حیرانم که چون آید
  18. شمارهٔ ۲۵۸ در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد
  19. شمارهٔ ۲۵۹ فلک به قامت پیر خمیده می ماند
  20. شمارهٔ ۲۶۰ فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
  22. شمارهٔ ۲۶۲ امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بود
  23. شمارهٔ ۲۶۳ بهند غصه منعم عاقبت محبوس می گردد
  24. شمارهٔ ۲۶۴ از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
  25. شمارهٔ ۲۶۵ به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ خیر بادش می کنم دود از دماغم می رود
  27. شمارهٔ ۲۶۷ ای پسر آنها که پیش از برگ بارت داده‌اند
  28. شمارهٔ ۲۶۸ جهان پر شهد از لبهای خندان تو می گردد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ قامتش چون از بهار جلوه رعنا می شود
  30. شمارهٔ ۲۷۰ در رهت چون نقش پا امشب دو چشمم چار بود
  31. شمارهٔ ۲۷۱ دور از آن مژگان مرا دل سوی خنجر می رود
  32. شمارهٔ ۲۷۲ نگه مست تو خون دل احباب خورد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ شنیدم زین دیار آن گل بسر عزم سفر دارد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ جان ز دنبالش ز جسم ناتوانم می رود
  35. شمارهٔ ۲۷۵ آئینه را جمال تو صاحب نظر کند
  36. شمارهٔ ۲۷۶ فصل خزان رسید ز گلها اثر نماند
  37. شمارهٔ ۲۷۷ دوران تمام گشت اثر بر فلک نماند
  38. شمارهٔ ۲۷۸ مرغ دلم چو ناله کشیدن هوس کند
  39. شمارهٔ ۲۷۹ بی رخت گل به گلستان سر بی تن باشد
  40. شمارهٔ ۲۸۰ سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کرد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ چو بیرون از چمن آن سرو یکتا گرد می آید
  42. شمارهٔ ۲۸۲ گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کند
  43. شمارهٔ ۲۸۳ مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ بی گفتگوی رزق مهیا نمی شود
  45. شمارهٔ ۲۸۵ دل قمری سرو قد رعنای محمد
  46. شمارهٔ ۲۸۶ دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
  49. شمارهٔ ۲۸۹ با من ز عرضحال زبان در دهان نماند
  50. شمارهٔ ۲۹۰ در روزگار ما اثری از سخا نماند
  51. شمارهٔ ۲۹۱ سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند
  52. شمارهٔ ۲۹۲ نام و نشان به دهر ز اهل کرم نماند
  53. شمارهٔ ۲۹۳ در عهد ما رواج به اهل هنر نماند
  54. شمارهٔ ۲۹۴ با یار و دوست شیوه عهد و وفا نماند
  55. شمارهٔ ۲۹۵ تا مرا بر سر کلاه در آستینم کرده‌اند
  56. شمارهٔ ۲۹۶ تهیدستی چو روی آورد طالع واژگون افتد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند
  58. شمارهٔ ۲۹۸ ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود
  59. شمارهٔ ۲۹۹ آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند

متن اشعار به نقل از گنجور.