پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند

رهنوردان کفش تنگ از پای بیرون کرده اند

در بیابان جنون امروز همچون گردباد

خیمه بر پا دوستان بر خاک مجنون کرده اند

دست گلچینان ز گلشن بسته بیرون برده اند

این گروه بی ادب در بوستان خون کرده اند

نیست امید ثمر از نخل های میوه دار

منعمان احوال خود اکنون دگرگون کرده اند

گشته جوی شیر پیش چشم مجنون بحر خون

تا سر خود لاله ها از کوه بیرون کرده اند

می برند اموال خود همراه در زیر زمین

اهل دنیا تکیه بر دیوار قارون کرده اند

سیدا گنجینه داران غافلند از روز مرگ

همچو مار این قوم را گویا که افسون کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
  2. شمارهٔ ۳۰۰فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
  3. شمارهٔ ۳۰۱آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
  4. شمارهٔ ۳۰۲فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند
  5. شمارهٔ ۳۰۳ساقیا برخیز از طاق طرب مینا فتاد
  6. شمارهٔ ۳۰۴نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
  7. شمارهٔ ۳۰۵نگار جامه فروشم کلاه پوش آمد
  8. شمارهٔ ۳۰۶مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.