پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود

گرد او آغوش من پروانه همچون هاله بود

کلبه ام می گشت چون پروانه بر گرد سرم

شمع در کاشانه من شعله جواله بود

رفتم امشب سوی مطرب تا دلی خالی کنم

کاسه طنبور او لبریز آه و ناله بود

ساغر خود دوش بردم سوی بحر از تشنگی

بر لب دریا نظر کردم پر از تبخاله بود

بر سر بالین دنیا دار رفتم روز مرگ

چون نظر کردم به رویش مرده صدساله بود

بر در ارباب دولت پا نهادم سوختم

حلقه دروازه او شعله جواله بود

سیدا گشتم شبی مهمان به دولتخانه یی

نان او تر کرده در خون همچو داغ لاله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
  2. شمارهٔ ۳۰۱آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
  3. شمارهٔ ۳۰۲فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند
  4. شمارهٔ ۳۰۳ساقیا برخیز از طاق طرب مینا فتاد
  5. شمارهٔ ۳۰۴نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
  6. شمارهٔ ۳۰۵نگار جامه فروشم کلاه پوش آمد
  7. شمارهٔ ۳۰۶مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید
  8. شمارهٔ ۳۰۷نگاهم بی رخش گردید اشک و غنچه گل شد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.