پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید

به روز ماتم آینده خود شیشه خون گرید

ز مرگ آشنایان نیست پروای بزرگان را

کجا بر ماتم فرهاد کوه بیستون گرید

مگو از دیده ابر است بارانی که می آید

به حال خفتگان خاک چرخ نیلگون گرید

به نوعی می خورند افسوس هر یک زیر این گردون

به حال خویش نادان خنده سازد ذوفنون گرید

قفس خالی شود از بلبل کوته نفس بهتر

کنند از خانه بیرون نوحه گر را گر زبون گرید

به مردن می کند نزدیک منعم را طمع کردن

صراحی چون به مجلس پا گذارد سرنگون گرید

به جوی شیر نسبت می دهد خسرو از این غافل

که شیرینش به حال کوهکن در بیستون گرید

پریشان گوی می سازد به پا زنجیر عاشق را

چو گردد دور مجنون از بیابان و جنون گرید

دلی هر کس که دارد سیدا دردی درین گلشن

کشد سر در گریبان غنچه وار و در درون گرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاند
  2. شمارهٔ ۳۰۹عقل و هوشم رفت تا آن تندخو خنجر کشید
  3. شمارهٔ ۳۱۰مرا نگاه تو عالی جناب خواهد کرد
  4. شمارهٔ ۳۱۱رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد
  5. شمارهٔ ۳۱۲شب چو آن شمع ز کاشانه برون می آید
  6. شمارهٔ ۳۱۳صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید
  7. شمارهٔ ۳۱۴مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد
  8. شمارهٔ ۳۱۵نفس سرکش را مسخر عقل پرتدبیر کرد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.