پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد

طبع ما را سرد این کافور نتوانست کرد

روزگاری کرد خسرو قصرهای زرنگار

خانه ای شیرین تر از زنبور نتوانست کرد

برشکست کاسه دست گدا افسوس نیست

این صدا را چینی فغفور نتوانست کرد

من که باشم از در ارباب دولت برخورم

دانه ای زین خوشه بیرون مور نتوانست کرد

مال منعم می زند در خانه بانگ بی محل

حاصل خود را نهان زنبور نتوانست کرد

نیستند از آرزو خالی سلیمان تا به مور

هیچ کس از خود طمع را دور نتوانست کرد

صبحدم خورشید شب را زیر دست خویش ساخت

میل در چشمش کشید و کور نتوانست کرد

رستم از قتل پسر از بس که بدنامی کشید

مرده خود را نهان در گور نتوانست کرد

خط برآورد دلی از وصل او ممنون نشد

خضر ما ویرانه یی معمور نتوانست کرد

پرتو رخساره او کرد دل را بی قرار

طاقت شمع تجلی طور نتوانست کرد

عمر عنقا گرچه در خلوت نشینی صرف شد

نام خود چون سیدا مشهور نتوانست کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شد
  2. شمارهٔ ۳۱۷جنت لبالب است ز نام چهار یار
  3. شمارهٔ ۳۱۸ز مهر روی تو گشتیم خاکسار آخر
  4. شمارهٔ ۳۱۹از وصال او مرا شد ناتوانی بیشتر
  5. شمارهٔ ۳۲۰سبزه خط بخشد از لعل لب او جان به ابر
  6. شمارهٔ ۳۲۱مرا بر سر کلاه از سایه بال هما بهتر
  7. شمارهٔ ۳۲۲خط برآوردی و بر جا سرو چالاکت هنوز
  8. شمارهٔ ۳۲۳بهر قتل من زدی تیغ و فغان دارم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.