پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

سبزه خط بخشد از لعل لب او جان به ابر

می دهد این خضر آب از چشمه حیوان به ابر

کشت ما بی حاصلان از تشنگی لب خشک ماند

گوشه چشمی نما ای دیده گریان به ابر

جود ذاتی بس که از اهل مروت برده اند

می ستاند گردم آبی دهد عمان به ابر

کشت زار عالم از چشم تر ما خرم است

در زمان ما ندارد حاجتی دهقان به ابر

آستین از گریه من حلقه گرداب شد

می شود دریا چو بگذارد کسی دامان به ابر

سد راهم آن سر کو گر نگردد سیدا

موج اشکم می رساند تیغ چون توفان به ابر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲خط برآوردی و بر جا سرو چالاکت هنوز
  2. شمارهٔ ۳۲۳بهر قتل من زدی تیغ و فغان دارم هنوز
  3. شمارهٔ ۳۲۴چشم مست او ندانستست انجامم هنوز
  4. شمارهٔ ۳۲۵نمی رود ز دم یاد آن جوان هرگز
  5. شمارهٔ ۳۲۶صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
  6. شمارهٔ ۳۲۷همرهان رفتند و من پا در وطن دارم هنوز
  7. شمارهٔ ۳۲۸خط برآورد و نشد خاطر ازو شاد هنوز
  8. شمارهٔ ۳۲۹فرهاد ناله می کند از تیشه ام هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.