پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز

کشتی توفانی دریای پرشورم هنوز

بزم آخر گشت و دوران باده چندانی ندارد

شد تهی میخانه افلاک و مخمورم هنوز

پرتو خورشیدم و دارم هوای کوی دوست

عالم از من روشن است و طالب نورم هنوز

از توکل روزیم هر روز می گردد زیاد

خوشه چین خرمن ایام چون مورم هنوز

گنج در ویرانه بانگ خیر مقدم می زند

منزل من خانه جغد است معمورم هنوز

آمدی و خون عرق کردم ز بالینم مرو

بر سر من ساعتی بنشین که رنجورم هنوز

ناوکت را می کشم خواهی نخواهی برکنار

چون کمان در خانه بازو بود زورم هنوز

مدتی شد ساغرم را کرده دوران سرنگون

در شکست کاسه چینی و فغفورم هنوز

سیدا یا آنکه دوران تلخ کامم کرده است

می خلد چون نیش بر تن نوش زنبورم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸خط برآورد و نشد خاطر ازو شاد هنوز
  2. شمارهٔ ۳۲۹فرهاد ناله می کند از تیشه ام هنوز
  3. شمارهٔ ۳۳۰مباش ای مه من پیرو دل همه کس
  4. شمارهٔ ۳۳۱سربلندان جهان را نام احسان است و بس
  5. شمارهٔ ۳۳۲پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس
  6. شمارهٔ ۳۳۳ای که خون کردی دل ما راز چشم ما مپرس
  7. شمارهٔ ۳۳۴می کنم چون شمع بهر سوختن امداد خویش
  8. شمارهٔ ۳۳۵با که روشن سازم احوال دل افگار خویش
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.