پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

مرا بر سر کلاه از سایه بال هما بهتر

ز فرش مخملم در زیر پهلو بوریا بهتر

بود زنجیرها بر در ز چین جبهه حاجب

ز قصر زرنگار شاه مأوای گدا بهتر

قدم خم گشته را جز راستی نبود مددکاری

ز همراهان تو را در موسم پیری عصا بهتر

به دولتخانه اهل کرم ره نیست سایل را

از این درها دهان شیر و کام اژدها بهتر

چو میل سرمه آه سینه دل را می کند روشن

غبار خانه صاحب خانه را از توتیا بهتر

نمی بیند جبین گوشه گیران روی درد سر

بود خشت در غمخانه از دارالشفا بهتر

ز آب گوهر دریا دلان لب تر نمی گردد

از این گلشن سرایان تشنه را ماتم سرا بهتر

به اهل فضل هرگز نیست دنیا جوی را کاری

به چشم این خسیسان از زمرد کهربا بهتر

مروت بیش از بالانشین پایان نشین دارد

مرا از گردش افلاک سنگ آسیا بهتر

سخن را نیست پیش اهل دنیا سیدا قدری

به این ناآشنا طبعان نبودن آشنا بهتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳بهر قتل من زدی تیغ و فغان دارم هنوز
  2. شمارهٔ ۳۲۴چشم مست او ندانستست انجامم هنوز
  3. شمارهٔ ۳۲۵نمی رود ز دم یاد آن جوان هرگز
  4. شمارهٔ ۳۲۶صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
  5. شمارهٔ ۳۲۷همرهان رفتند و من پا در وطن دارم هنوز
  6. شمارهٔ ۳۲۸خط برآورد و نشد خاطر ازو شاد هنوز
  7. شمارهٔ ۳۲۹فرهاد ناله می کند از تیشه ام هنوز
  8. شمارهٔ ۳۳۰مباش ای مه من پیرو دل همه کس
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.