پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد

تبسم تو دل غنچه آب خواهد کرد

اگر چه زینت روی چمن بود سنبل

نسیم زلف تو بی آب و تاب خواهد کرد

نهال قد تو را سرو باغ اگر بیند

به زیر پای تو چون سبزه خواب خواهد کرد

گلی که شبنم او از رخت نظر یابد

تلاش مرتبه آفتاب خواهد کرد

درون سینه چو سیماب می طپد دل من

برای کشتن خود اضطراب خواهد کرد

کنند از گل بادام ناز بالینش

شبی که نرگس او میل خواب خواهد کرد

همیشه کشتن عشاق در نظر داری

کجا به چشم تو این فتنه خواب خواهد کرد

تعدیی که به ما می کنی نمی ترسی

که ظلم خانه ظالم خراب خواهد کرد

ز انتظاریم آن شوخ اگر خبر یابد

بغل گشاده به سویم شتاب خواهد کرد

کند نسیم خبردار غنچه خسپان را

شبی که سیر گل ماهتاب خواهد کرد

مراد خود ز فلک هر که سیدا جوید

علاج تشنه گیش را سراب خواهد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید
  2. شمارهٔ ۳۱۴مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد
  3. شمارهٔ ۳۱۵نفس سرکش را مسخر عقل پرتدبیر کرد
  4. شمارهٔ ۳۱۶ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شد
  5. شمارهٔ ۳۱۷جنت لبالب است ز نام چهار یار
  6. شمارهٔ ۳۱۸ز مهر روی تو گشتیم خاکسار آخر
  7. شمارهٔ ۳۱۹از وصال او مرا شد ناتوانی بیشتر
  8. شمارهٔ ۳۲۰سبزه خط بخشد از لعل لب او جان به ابر
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.