پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید

نور چشم خود چو شبنم طرف روی گل کنید

بر در گلزار گلچینان هجوم آورده اند

خار دیوار چمن گل کرده فکر مل کنید

روی باغ از سبزه و سنبل مزلف کشته است

وقت آن آمد فراموش از خط و کاکل کنید

بید مجنون مو پریشان کرده چون دیوانگان

زلف لیلی را به دل چون طره سنبل کنید

ارغوان زاریست مژگانهای من ای عاشقان

سوی من بیند و سیر کشور کابل کنید

ناله عاشق نسیم صبح باغ دلگشاست

در چمن ای غنچه ها دل پرستی بلبل کنید

قامت پیران بود سد ره موج خطر

خواب آسایش به زیر سایه این پل کنید

تا نگردد باغبانان را خبر ای سیدا

سیر باغ آرزو پنهان چو بوی گل کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید
  2. شمارهٔ ۳۰۷نگاهم بی رخش گردید اشک و غنچه گل شد
  3. شمارهٔ ۳۰۸مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاند
  4. شمارهٔ ۳۰۹عقل و هوشم رفت تا آن تندخو خنجر کشید
  5. شمارهٔ ۳۱۰مرا نگاه تو عالی جناب خواهد کرد
  6. شمارهٔ ۳۱۱رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد
  7. شمارهٔ ۳۱۲شب چو آن شمع ز کاشانه برون می آید
  8. شمارهٔ ۳۱۳صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.