پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد

خورشید خم خم از پس دیوار بگذرد

بیچاره گلفروش در ایام حسن او

صد ره ز پیش چشم خریدار بگذرد

در راه عشق سبزه کند کار نیشتر

کو پابرهنه یی که از این خار بگذرد

مژگان رود بریده به دنباله نگاه

از پیش چشم هر که به یکبار بگذرد

در زیر خاک سرو چو قارون شد روان

از پیش چشم هر که به یکبار بگذرد

در زیر خاک چو سرو چو قارون شود روان

گر در چمن به آن قدر و رفتار بگذرد

دروازه عدم که چو سوراخ سوزن است

مانند رشته کیست که هموار بگذرد

پیچم بسان طره سنبل به خویشتن

گر بر سرم تصور دستار بگذرد

در خرمنی که حسن تو آتش فگنده است

زآنجا سپاه برق به زینهار بگذرد

با خار اگر ز روی حقارت نظر کنی

بر پا خلیده از سر دستار بگذرد

روشن ز روی خویش بکن خانه مرا

زود از من و تو روز و شب تار بگذرد

در باغ دهر هر که رسیدست سیدا

آخر چو گل به سینه افگار بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
  2. شمارهٔ ۲۶۱بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
  3. شمارهٔ ۲۶۲امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بود
  4. شمارهٔ ۲۶۳بهند غصه منعم عاقبت محبوس می گردد
  5. شمارهٔ ۲۶۴از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
  6. شمارهٔ ۲۶۵به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
  7. شمارهٔ ۲۶۶خیر بادش می کنم دود از دماغم می رود
  8. شمارهٔ ۲۶۷ای پسر آنها که پیش از برگ بارت داده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.