پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد

زمین از بی قراری های من سیماب می گردد

اگر شیخ از ته دل در رکوع حق شود قایم

قد خم گشته او حلقه محراب می گردد

به زیر آسمان از تنگدستی خانه یی دارم

که از چشمم چکد یک قطره خون گرداب می گردد

دل شیخی که در هنگام طاعت سوی در باشد

به آخر روی او چون قبله محراب می گردد

رسد تا مهر تابان شبنم از شب زنده داری ها

اجابت گرد چشم دیده بی خواب می گردد

نگردد سفله از اهل مروت گر شود قارون

به گرداب آنچه می افتد همان گرداب می گردد

تو از می چهره گلگون می کنی من می روم از خود

تو آتش می کنی روشن دل من آب می گردد

به دور زلف خال رویش از جا برد دلها را

حذر سازید از دزدی که در مهتاب می گردد

رخش شمع کدامین خانه روشن کرده است امشب

که چون پروانه بر اطراف چشمم خواب می گردد

ز کویش هر که آید سیدا بخشم دل و دین را

نسیم کلبه آزاده را سیلاب می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بود
  2. شمارهٔ ۲۶۳بهند غصه منعم عاقبت محبوس می گردد
  3. شمارهٔ ۲۶۴از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
  4. شمارهٔ ۲۶۵به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
  5. شمارهٔ ۲۶۶خیر بادش می کنم دود از دماغم می رود
  6. شمارهٔ ۲۶۷ای پسر آنها که پیش از برگ بارت داده‌اند
  7. شمارهٔ ۲۶۸جهان پر شهد از لبهای خندان تو می گردد
  8. شمارهٔ ۲۶۹قامتش چون از بهار جلوه رعنا می شود
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.