پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

آنها که تکیه بر کرم کبریا کنند

سر در قبا کشند و به محراب جا کنند

آنها که قانع اند به یک قطره چون صدف

گوهر اگر دهند هماندم عطا کنند

آنها که بر کلاه نمد خوی کرده اند

کی آرزوی سایه بال هما کنند

آنها که آگهند ز اسرار نیک و بد

از کاه دانه را به نگاهی جدا کنند

آنها از نسیم سحر بوی برده اند

دلهای غنچه را چمن دلگشا کنند

آنها که پا ز بستر راحت کشیده اند

پهلوی خویش وقف نی بوریا کنند

آنها که روز و شب بخدایند سیدا

ما را چه می شود که به خود آشنا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸داغ را دل در کنار خویشتن می پرورد
  2. شمارهٔ ۲۴۹شبی که خانه ام از روی یار گلشن بود
  3. شمارهٔ ۲۵۰از رخت آئینه من دامن گلچین شود
  4. شمارهٔ ۲۵۱دم صبحی که در میخانه از بهر شراب آید
  5. شمارهٔ ۲۵۲عالم به چشم مستان چون آب می نماید
  6. شمارهٔ ۲۵۳چند روزی در محبت درد می‌باید کشید
  7. شمارهٔ ۲۵۴می پرستی های آن لبهای خندانت چه شد
  8. شمارهٔ ۲۵۵ز چاک سینه دود آه من گلگون برون آید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.