پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

چند روزی در محبت درد می‌باید کشید

زردروئی‌ها ز رنگ زرد می‌باید کشید

ناله‌های گرم را از بس که تأثیری نماند

بعد از این از سینه آه سرد می‌باید کشید

بوالهوس را سر به تیغ امتحان باید برید

انتقام از دشمن نامرد می‌باید کشید

پیش از آن ساعت که خاکی را دهد دوران به باد

از بنای هستی خود گرد می‌باید کشید

برگ کاهی از کف نامرد بار عالم است

کوه اگر منت شود از مرد می‌باید کشید

سیدا امروز از بالا بلندان چمن

دامن آن سرو یکتا‌گرد می‌باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵ز چاک سینه دود آه من گلگون برون آید
  2. شمارهٔ ۲۵۶خدای ذات تو را از بلا نگه دارد
  3. شمارهٔ ۲۵۷دلم در کوی او رفتست حیرانم که چون آید
  4. شمارهٔ ۲۵۸در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد
  5. شمارهٔ ۲۵۹فلک به قامت پیر خمیده می ماند
  6. شمارهٔ ۲۶۰فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
  7. شمارهٔ ۲۶۱بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
  8. شمارهٔ ۲۶۲امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.