پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

خدای ذات تو را از بلا نگه دارد

ز حادثات جهانت خدا نگه دارد

گل حیات تو را روزگار تا دم حشر

ز دستبرد نسیم صبا نگه دارد

نهال عمر تو را همچو سرو تازه و تر

خضر به چشمه آب بقا نگه دارد

کسی که تکیه به دیوار دولتت سازد

به زیر سایه بالش هما نگه دارد

مروتی که تو را با سخن شناسان است

همیشه در دل خود سیدا نگه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد
  2. شمارهٔ ۲۵۹فلک به قامت پیر خمیده می ماند
  3. شمارهٔ ۲۶۰فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
  4. شمارهٔ ۲۶۱بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
  5. شمارهٔ ۲۶۲امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بود
  6. شمارهٔ ۲۶۳بهند غصه منعم عاقبت محبوس می گردد
  7. شمارهٔ ۲۶۴از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
  8. شمارهٔ ۲۶۵به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.