پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کرد

آب را موج خرامش پای در زنجیر کرد

ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیست

پاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد

هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلال

گردش ایام ما را در جوانی پیر کرد

آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشت

چون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد

محتسب مرد و صراحی سجده های شکر ساخت

شیشه را از باده خالی مرگ این بی پیر کرد

سیدا دنیاپرستان را نگردد نو لباس

جغد نتواند به خود ویرانه را تعمیر کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کند
  2. شمارهٔ ۲۸۳مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد
  3. شمارهٔ ۲۸۴بی گفتگوی رزق مهیا نمی شود
  4. شمارهٔ ۲۸۵دل قمری سرو قد رعنای محمد
  5. شمارهٔ ۲۸۶دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد
  6. شمارهٔ ۲۸۷رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
  7. شمارهٔ ۲۸۸باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
  8. شمارهٔ ۲۸۹با من ز عرضحال زبان در دهان نماند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.