پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد

غبارم را نظر بر دوری منزل نمی باشد

دل مجروح مشتاق تو دارد بر جفا صبری

به خاک و خون تپیدن رسم این بسمل نمی باشد

نهال سرو دارد با تهیدستی سر و برگی

دل آزاده هرگز با ثمر مایل نمی باشد

نگه دارد شبان زآفات گرگان گوسفندان را

تعدی در دیار حاکم عادل نمی باشد

ندارد خانه درویزه گر زنجیر دربندی

گره چون غنچه بر پیشانی سایل نمی باشد

نظر بر سفره منعم ندارد مفلس قانع

ز دریا شکوه هرگز بر لب ساحل نمی باشد

تحمل می کند اهل رضا تحقیر گردون را

جدل با خصم کار مردم عاقل نمی باشد

نگردد چون حریصان چشم گرداب از تردد پر

به جز سرگشتی این قوم را حاصل نمی باشد

نمی گردد برون گرد کسادی از دکان من

به سودای متاع من کسی مایل نمی باشد

ز کشتم روزگاری شد کف افسوس می روید

به دست خوشه چینم دانه حاصل نمی باشد

حباب از دست برد موج بی پروا چه غم دارد

کدورت از کسی در طبع دریا دل نمی باشد

گشادی می شود از اهل همت بستگی ها را

گره وا کردن صاحب کرم مشکل نمی باشد

چو باد صبحدم دارند سودای سفر بر سر

به گلزار جهان یک سرو پا در گل نمی باشد

بپا زنجیر شد یک سوزن بی رشته عیسی را

بلایی بدتر از همراه ناقابل نمی باشد

ز دنیا سیدا ما را مرادی برنمی آید

یقین شد غیر نومیدی در این منزل نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵دل قمری سرو قد رعنای محمد
  2. شمارهٔ ۲۸۶دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد
  3. شمارهٔ ۲۸۷رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
  4. شمارهٔ ۲۸۸باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
  5. شمارهٔ ۲۸۹با من ز عرضحال زبان در دهان نماند
  6. شمارهٔ ۲۹۰در روزگار ما اثری از سخا نماند
  7. شمارهٔ ۲۹۱سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند
  8. شمارهٔ ۲۹۲نام و نشان به دهر ز اهل کرم نماند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.