پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کند

هر که زر دارد تمناهای عالی می کند

می توان گفتن درد خود به یاران قدیم

پیش میخواران دل خود شیشه خالی می کند

هر که می باشد حباب آسا به هستی اعتماد

تکیه بر دیوار ایوان شمالی می کند

سعی ها دارد که گردد غنچه گل را جانشین

ای چمن معذور فرما خوردسالی می کند

هر که خود را می کند در بزم نادانان صفت

پیش کوران دعویی صاحب جمالی می کند

خط برون آورد و خالش ماند در زیر غبار

از عمل چون ماند هندو خاکمالی می کند

هر که از ملک قناعت سیدا شد کامیاب

کاسه فغفور را ظرف سفالی می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴بی گفتگوی رزق مهیا نمی شود
  2. شمارهٔ ۲۸۵دل قمری سرو قد رعنای محمد
  3. شمارهٔ ۲۸۶دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد
  4. شمارهٔ ۲۸۷رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
  5. شمارهٔ ۲۸۸باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
  6. شمارهٔ ۲۸۹با من ز عرضحال زبان در دهان نماند
  7. شمارهٔ ۲۹۰در روزگار ما اثری از سخا نماند
  8. شمارهٔ ۲۹۱سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.