پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

تا مرا بر سر کلاه در آستینم کرده‌اند

تاجداران نام خود نقش نگینم کرده‌اند

سایه‌پرور دانه‌ای بودم به صحرای عدم

چون سپند آورده خاکسترنشینم کرده‌اند

نفس و شیطان بسته ترکش بر کمین ایستاده‌اند

این کمانداران ز هر جانب کمینم کرده‌اند

پیش از این بودند موران جمع گرد خرمنم

این زمان محتاج دست خوشه‌چینم کرده‌اند

روزگاری شد زبان گندمینم داده‌اند

قسمت از خوان فلک قرص جوینم کرده‌اند

بید مجنون نیستم دارم نظر بر پشت پا

پرده‌ها در پیش چشم دوربینم کرده‌اند

سبزه‌ام چون خار بر سرهای دیوارم مقیم

خط و خالم زینت روی زمینم کرده‌اند

عندلیبان چمن از ناله‌ام گل چیده‌اند

خانه‌ها روشن ز آه آتشینم کرده‌اند

دست و پای من ز عریانی خجالت می‌کند

دامنم کوتاه‌تر از آستینم کرده‌اند

غنچه بیرون ز باغم خود به خود وامی‌شود

صندل دردسر از چین جبینم کرده‌اند

بهر روزی نیست همچون هفته آرامی مرا

سبعه سیاره روی زمینم کرده‌اند

سید از آن‌ها که عمری چشم یاری داشتیم

سرمه‌دان‌ها از دل اندوهگینم کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند
  2. شمارهٔ ۲۹۸ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود
  3. شمارهٔ ۲۹۹آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
  4. شمارهٔ ۳۰۰فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
  5. شمارهٔ ۳۰۱آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
  6. شمارهٔ ۳۰۲فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند
  7. شمارهٔ ۳۰۳ساقیا برخیز از طاق طرب مینا فتاد
  8. شمارهٔ ۳۰۴نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.