پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ چشم مسلمان کش تو کافر مست است
  2. شمارهٔ ۱۲۲ چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست
  3. شمارهٔ ۱۲۳ حسن پس، بار مرا، مهر و وفا گر نیست نیست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ خاک درت به چشم من از صد چمن به است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ خرابه دل من پر شد از محبت دوست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت
  8. شمارهٔ ۱۲۸ خطت چو خضر به آب حیات نزدیک است
  9. شمارهٔ ۱۲۹ خطت سبز و لبت مشک و گلاب است
  10. شمارهٔ ۱۳۰ خیال روی او در دیده نور است
  11. شمارهٔ ۱۳۱ داغ عشقت بر رخ جانها نشان دولت است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ درد تو زمان زمان فزون است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ درد تو به از دواست ای دوست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ درد کز دل خاست درمانیش نیست
  16. شمارهٔ ۱۳۶ درد من گویید با یاران که درمان یافت نیست
  17. شمارهٔ ۱۳۷ در سر از دود دلم شمع صفت سودایی است
  18. شمارهٔ ۱۳۸ در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت
  19. شمارهٔ ۱۳۹ در سر زنجیر زلف او دل دیوانه رفت
  20. شمارهٔ ۱۴۰ در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ در صف دلها غم تو صدرنشین است
  22. شمارهٔ ۱۴۲ در علم محققان جدل نیست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است
  24. شمارهٔ ۱۴۴ در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دل به از وصل رخت در جان تمنایی نیافت
  27. شمارهٔ ۱۴۷ دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت
  28. شمارهٔ ۱۴۸ دل در طلبت حیات جان یافت
  29. شمارهٔ ۱۴۹ دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است
  32. شمارهٔ ۱۵۲ دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت
  33. شمارهٔ ۱۵۳ دل سختت به سندان سخت بارست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ دل صفه خال تو با زلف گفت
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ دردل ما بردی و رفتی نه چنین می بایست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش است
  38. شمارهٔ ۱۵۸ دل ملک تو شد نوبت لطف است و عنایت
  39. شمارهٔ ۱۵۹ دل هر که بیمار او شد خوش است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است
  41. شمارهٔ ۱۶۱ دوستان گر کشت ما را دوست ما دانیم و دوست
  42. شمارهٔ ۱۶۲ دوستان بار من و دلبر و دلدار من اوست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ دوست در جان و نیست خبرت
  44. شمارهٔ ۱۶۴ دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع است
  45. شمارهٔ ۱۶۵ رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است
  46. شمارهٔ ۱۶۶ روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ روزی که به من ناز و عتابت به حساب است
  48. شمارهٔ ۱۶۸ روی تو قبله مناجات است
  49. شمارهٔ ۱۶۹ زاهدان کمتر شناسند آنچه ما را در سرست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ از کویت بفردوس اعلی دری است
  52. شمارهٔ ۱۷۲ زلف تو از غالیه مشکین ترست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت
  54. شمارهٔ ۱۷۴ زلف معشوق سرکش افتادست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت
  56. شمارهٔ ۱۷۶ سر زلف تو دزد دل های ماست
  57. شمارهٔ ۱۷۷ سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است
  58. شمارهٔ ۱۷۸ سرو قدت روان لبت جان است
  59. شمارهٔ ۱۷۹ سرو ما را قد و بالایی خوش است
  60. شمارهٔ ۱۸۰ سروی ز باغ حسن به لطف قدت نخاست

متن اشعار به نقل از گنجور.