پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ لعل درخشان نگر غیرت یاقوت ناب
  2. شمارهٔ ۶۲ مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب
  3. شمارهٔ ۶۳ من طلب کردم وصالت روز و شب
  4. شمارهٔ ۶۴ آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
  5. شمارهٔ ۶۵ آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت
  6. شمارهٔ ۶۶ آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت
  7. شمارهٔ ۶۷ آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
  8. شمارهٔ ۶۸ آن چه مروی است چه خوش رفتاری است
  9. شمارهٔ ۶۹ آن رخ از مه خجسته فال تراست
  10. شمارهٔ ۷۰ آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
  11. شمارهٔ ۷۱ آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت
  12. شمارهٔ ۷۲ آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است
  13. شمارهٔ ۷۳ آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت
  14. شمارهٔ ۷۴ آه که از حال من یب ندانست
  15. شمارهٔ ۷۵ از آن لب شنیدن حکایت خوش است
  16. شمارهٔ ۷۶ از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت
  17. شمارهٔ ۷۷ از حال دل به دوست نه امکان گفتن است
  18. شمارهٔ ۷۸ از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است
  19. شمارهٔ ۷۹ از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است
  20. شمارهٔ ۸۰ امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
  21. شمارهٔ ۸۱ ای ابتدای دردت هر درد را نهایت
  22. شمارهٔ ۸۲ ای از تو بانواع مرا چشم رعایت
  23. شمارهٔ ۸۳ ای به جان عاشقان خریدارت
  24. شمارهٔ ۸۴ ای روی دردمندان بر خاک آستانت
  25. شمارهٔ ۸۵ ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت
  26. شمارهٔ ۸۶ ای ز نوش شکرستان لبت رسته نبات
  27. شمارهٔ ۸۷ ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست
  28. شمارهٔ ۸۸ ای که از زلف توخون در جگر مشک ختاست
  29. شمارهٔ ۸۹ اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت
  30. شمارهٔ ۹۰ اینچنین مشک در همه چین نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ این چه خبر جستن و پرسیدن است
  32. شمارهٔ ۹۲ این چه سرو قد چه رفتارست
  33. شمارهٔ ۹۳ این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
  34. شمارهٔ ۹۴ با چشم من این اشک روان را چه فتادست
  35. شمارهٔ ۹۵ بازآ که در فراق تو جانم صبور نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ باز آتشی به سینه رسیدن گرفته است
  37. شمارهٔ ۹۷ بازم بناز کشتی صد جان فدای نازت
  38. شمارهٔ ۹۸ باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
  39. شمارهٔ ۹۹ به چین زلف تو کان رشک صورت چین است
  40. شمارهٔ ۱۰۰ به خوبان مهر ورزیدن چه کارست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ بر دو رخ من در جوی خون که روانست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی است
  43. شمارهٔ ۱۰۳ به کویت دل غلام خانه زادست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ به مکر و حیله برای دسترس چه امکان است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بنفشه دسته بر ارغوان است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ بی تو مرا چشم جهان‌بین تر است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ بی تو از دردم آرمیدن نیست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ بی توقف من از این شهر به در خواهم رفت
  50. شمارهٔ ۱۱۰ بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافت
  51. شمارهٔ ۱۱۱ بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت
  52. شمارهٔ ۱۱۲ ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ پای بوس چون منی حیف است گفتی بر زبانت
  54. شمارهٔ ۱۱۴ تا خیالت را دلمه منزلگه است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ ترا با من سر باری نماندست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ترا به یک دو خط مصطلح فضولی چیست؟
  57. شمارهٔ ۱۱۷ تو‌را در کوی جانان خانه‌ای هست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ترا دو رخ به دو خط فن دلبری آموخت
  59. شمارهٔ ۱۱۹ چشم شوخ تو هر کرا کشته‌ست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ چشم غم دیده ما را نگرانی به شماست

متن اشعار به نقل از گنجور.