پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت

خود را به چشم مست تو در عین ناز یافت

از عشق خواه دولت باقی که در جهان

محمود هرچه بافت ز زلف ایاز یافت

آن بی قدم که در حرم عشق پی نبرد

آمد به دیدنت در دولت فراز یافت

هر کو گزید لعل تو آب حیات خورد

آنکو گرید قا نو عمر دراز یافت

چشم خوشت به گوشه محراب عاشقان

مستان خویش را همه اندر نماز یافت

میسوز دل کمال که کسی را فروغ نیست

رخسار شمع نور ز سوز و گداز یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
  2. شمارهٔ ۶۸آن چه مروی است چه خوش رفتاری است
  3. شمارهٔ ۶۹آن رخ از مه خجسته فال تراست
  4. شمارهٔ ۷۰آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
  5. شمارهٔ ۷۱آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت
  6. شمارهٔ ۷۲آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است
  7. شمارهٔ ۷۳آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت
  8. شمارهٔ ۷۴آه که از حال من یب ندانست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.