پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت

دلها بسوخت تیمی و نیمی کباب ساخت

صیاد وار غمزة شوخش ز زلف و خال

بنهاد دام و دانه و خود را به خواب ساخت

شرمنده اند از رخ زیباش نو خطان

آری سیاه رو همه را آفتاب ساخت

از قند تا بساخت شراب آن لب لطیف

ما را نساخت شربت دیگر شراب ساخت

در حقه کرد و برد دهان تر از میان

آن لب مفرحی که ز یاقوت ناب ساخت

در کوی بار دیده گریان برای خویش

همچون حباب خانه به بالای آب ساخت

لب با کمال ده چو ز جان ناله برکشید

ساقی شراب دار که مطرب رباب ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸آن چه مروی است چه خوش رفتاری است
  2. شمارهٔ ۶۹آن رخ از مه خجسته فال تراست
  3. شمارهٔ ۷۰آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
  4. شمارهٔ ۷۱آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت
  5. شمارهٔ ۷۲آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است
  6. شمارهٔ ۷۳آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت
  7. شمارهٔ ۷۴آه که از حال من یب ندانست
  8. شمارهٔ ۷۵از آن لب شنیدن حکایت خوش است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.