پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست

وان غنچه که دلها شد ازو خون دهن کیست

آن میوه که از باغ بهشت است درختش

کار نزدیک دهن آمده سیب ذقن کیست

چون طلعت خورشید که پوشید غبارش

زیر خط ریحان رخ چون باسمن کیست

در دامن گل چاک فتادست ز هر سو

ای باد صبا بوی تو از پیرهن کیست

در جامه که باشد ببر از آب شود تر

آن آب کزو جامه نشد تر بدن کیست

آن خرقه که از دست تو صد پاره نباشد

در صومعه از گوشه نشینان بتن کیست

احسنت کمال این نه غزل آب حیات است

امروز بدین لطف و روانی سخن کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است
  2. شمارهٔ ۷۳آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت
  3. شمارهٔ ۷۴آه که از حال من یب ندانست
  4. شمارهٔ ۷۵از آن لب شنیدن حکایت خوش است
  5. شمارهٔ ۷۶از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت
  6. شمارهٔ ۷۷از حال دل به دوست نه امکان گفتن است
  7. شمارهٔ ۷۸از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است
  8. شمارهٔ ۷۹از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.