پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

آن چه مروی است چه خوش رفتاری است

آن چه طوطی چه شکر گفتاری است

آن چه شوخی و چه شهر آشوبی

آن چه باری و چه خوش عیاری است

دل ما داشته در زلف نگاه

بنگریدش که چه خوش دلداری است

پیش چشمش لب شیرین گویی

شربتی در نظر بیماری است

عشق شیرین دهنان سهل مگیر

کار فرهاد نه آسان کاری است

سر سودای تو تنها نه مراست

هر دلی را به غمت بازاری است

بر رخت آن همه داغ از خط و خال

درد دل سوخته افگاری است

نسیه و نقد کمال از تو همین

سهم اشکی و زر رخساری است

نقد درویش اگر بی درمی است

بنده در بی درمی دیناری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
  2. شمارهٔ ۷۱آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت
  3. شمارهٔ ۷۲آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است
  4. شمارهٔ ۷۳آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت
  5. شمارهٔ ۷۴آه که از حال من یب ندانست
  6. شمارهٔ ۷۵از آن لب شنیدن حکایت خوش است
  7. شمارهٔ ۷۶از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت
  8. شمارهٔ ۷۷از حال دل به دوست نه امکان گفتن است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.