پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت

وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت

رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع

هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت

مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم

کین خانه ازو پرتو مهتاب دگر داشت

هرجا دل سودا زدهای بود کشان کرد

زلفش که به هر سلسله قلاب دگر داشت

در حسرت عناب لب او دل رنجور

از خون جگر شربت عناب دگر داشت

تا به این گربه بدان گوش رسانند

بر هر مژه چشمم در سیراب دگر داشت

دوشینه کمال از می میخانه ننوشید

کز شوق لبش ذوق می ناب دگر داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲ای از تو بانواع مرا چشم رعایت
  2. شمارهٔ ۸۳ای به جان عاشقان خریدارت
  3. شمارهٔ ۸۴ای روی دردمندان بر خاک آستانت
  4. شمارهٔ ۸۵ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت
  5. شمارهٔ ۸۶ای ز نوش شکرستان لبت رسته نبات
  6. شمارهٔ ۸۷ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست
  7. شمارهٔ ۸۸ای که از زلف توخون در جگر مشک ختاست
  8. شمارهٔ ۸۹اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.