پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست

سرو را نیست چنین قامت رعنا که تو راست

سنبل زلف تو مشاطة گلبرگ تر است

لاله روی نر آرایش بستان صفاست

جعد بر حسن خطت نافه مشک ختن است

طاق ابروی خوشت قبله خوبان ختاست

تا کسی منکر خورشید جمالت نشود

خط شبرنگ تو بر محضر دعویش گواست

یا مگر شیفته سرو سهی قامت تست

که بر آهنگ نوا زد همه در پرده راست

خبر وصل تو از باد صبا می پرسم

زآنکه ما را طمع وصل تو از باد صباست

ساقی جرعة عشقت به کمال است مدام

گرچه از میکده وصل تو پیوسته جداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت
  2. شمارهٔ ۹۰اینچنین مشک در همه چین نیست
  3. شمارهٔ ۹۱این چه خبر جستن و پرسیدن است
  4. شمارهٔ ۹۲این چه سرو قد چه رفتارست
  5. شمارهٔ ۹۳این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
  6. شمارهٔ ۹۴با چشم من این اشک روان را چه فتادست
  7. شمارهٔ ۹۵بازآ که در فراق تو جانم صبور نیست
  8. شمارهٔ ۹۶باز آتشی به سینه رسیدن گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.