پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

اینچنین مشک در همه چین نیست

این همه عطر در ریاحین نیست

این سخن شمه ای است ز آن سر زلف

گرچه فکری درازتر زین نیست

گر بگویم به ماه میمانی

ماه را خط و خال مشکین نیست

اگرت سرو بوستان خوانم

بر سر سرو سبب سیمین نیست

با خیال تو خواب را شب هجر

جای در دیده جهانبین نیست

رأی بالین نمی کند بر من

سر عاشق برای بالین نیست

میوه ای کز خجند می آرند

اینچنین آبدار و شیرین نیست

آفرین بر عبارت تو کمال

خود ترا احتیاج تحسین نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲این چه سرو قد چه رفتارست
  2. شمارهٔ ۹۳این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
  3. شمارهٔ ۹۴با چشم من این اشک روان را چه فتادست
  4. شمارهٔ ۹۵بازآ که در فراق تو جانم صبور نیست
  5. شمارهٔ ۹۶باز آتشی به سینه رسیدن گرفته است
  6. شمارهٔ ۹۷بازم بناز کشتی صد جان فدای نازت
  7. شمارهٔ ۹۸باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
  8. شمارهٔ ۹۹به چین زلف تو کان رشک صورت چین است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.