پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

به چین زلف تو کان رشک صورت چین است

ز وقت شیر مزیدن لب تو شیرین است

دمی ز دیده پرخون نمی‌شوی بیرون

بدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است

دگر فوس کنانم مگو که زان توام

که سوختم ز دروغ تو راستی این است

از مهر کرد و وفا توبه آن دل سنگین

چگونه توبهٔ او بشکنم که سنگین است

به درد و غم چه نهی مستم ز نو ستمی

کرم نمای که آن لطف‌های دیرین است

برم سر از تن و بر آستانت اندازم

گرش به خواب ببینم که میل بالین است

برای وصل تو خواند کمال ورد و دعا

شنیده که دعاها برای آمین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱بر دو رخ من در جوی خون که روانست
  2. شمارهٔ ۱۰۲بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی است
  3. شمارهٔ ۱۰۳به کویت دل غلام خانه زادست
  4. شمارهٔ ۱۰۴به مکر و حیله برای دسترس چه امکان است
  5. شمارهٔ ۱۰۵بنفشه دسته بر ارغوان است
  6. شمارهٔ ۱۰۶بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است
  7. شمارهٔ ۱۰۷بی تو مرا چشم جهان‌بین تر است
  8. شمارهٔ ۱۰۸بی تو از دردم آرمیدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.