پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ آنکه دل در هوس روز وصال است او را
  2. شمارهٔ ۲ از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها
  3. شمارهٔ ۳ از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا
  4. شمارهٔ ۴ از عاشقی همیشه جوان است پیر ما
  5. شمارهٔ ۵ از باد مکش طره جانانه ما را
  6. شمارهٔ ۶ ای خط تو سبزی خوان بلا
  7. شمارهٔ ۷ ای روشنی از روی تو چشم نگران را
  8. شمارهٔ ۸ ای زغمت دل به جفا مبتلا
  9. شمارهٔ ۹ ای سراپرده سلطان خیالت دل ما
  10. شمارهٔ ۱۰ ای غمت یار بی نوایی ها
  11. شمارهٔ ۱۱ این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا
  12. شمارهٔ ۱۲ ایها العطشان فی الوادی الهوا
  13. شمارهٔ ۱۳ بعد از امروز آشکارا دوست می‌دارم تو را
  14. شمارهٔ ۱۴ بگذار در آن کوی من اشک فشان را
  15. شمارهٔ ۱۵ بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما
  16. شمارهٔ ۱۶ تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما
  17. شمارهٔ ۱۷ جانا ز گرد دردت پر باد دامن ما
  18. شمارهٔ ۱۸ جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا
  19. شمارهٔ ۱۹ چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ چشمت به غمزه کشت من بیگناه را
  21. شمارهٔ ۲۱ چشم تو از حد می برد با عاشقان بیداد را
  22. شمارهٔ ۲۲ چشم و ابروی تو گویند که در مذهب ما
  23. شمارهٔ ۲۳ چو زلف تو بود از تکبر دوتا
  24. شمارهٔ ۲۴ چه رها کنی به شوخی سر زلف دلربا را
  25. شمارهٔ ۲۵ حلال باد می خلد و حور زاهد را
  26. شمارهٔ ۲۶ دام دلهاست زلف دلبر ما
  27. شمارهٔ ۲۷ در چمن می رفت ذکر قامت دلدار ما
  28. شمارهٔ ۲۸ دل بردی و دین رواست اینها
  29. شمارهٔ ۲۹ دل چو رفت از دست گو دلبر بیا
  30. شمارهٔ ۳۰ دلم رفت و گم شد در آن کو مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ دل می کشد به داغ تو هر لحظه سینه را
  32. شمارهٔ ۳۲ دل و جان تا رهند از بند بگشا زلف مشکین را
  33. شمارهٔ ۳۳ دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را
  34. شمارهٔ ۳۴ دوش از در میخانه بدیدیم حرم را
  35. شمارهٔ ۳۵ دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را
  36. شمارهٔ ۳۶ سیری نبود از لب شیرین تو کس را
  37. شمارهٔ ۳۷ شانه زد باد زلف یار مرا
  38. شمارهٔ ۳۸ شب سوی ما هوس آمدن است آن مه را
  39. شمارهٔ ۳۹ طاقت درد تو زین بیش ندارم یارا
  40. شمارهٔ ۴۰ طبیب شهر چه نقدی میدهد ما را
  41. شمارهٔ ۴۱ طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را
  42. شمارهٔ ۴۲ کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را
  43. شمارهٔ ۴۳ کعبه کویش مراد است این دل آواره را
  44. شمارهٔ ۴۴ گر به جستن یافت گشتی یار ما
  45. شمارهٔ ۴۵ گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را
  46. شمارهٔ ۴۶ گر بری چون سر زلف این دل سودایی را
  47. شمارهٔ ۴۷ ما را به عشق می کند ارشاد پیر ما
  48. شمارهٔ ۴۸ مست عشقم ز خرابات میارید مرا
  49. شمارهٔ ۴۹ مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را
  50. شمارهٔ ۵۰ یار بگزید بی وفایی را
  51. شمارهٔ ۵۱ آن رخ نبینم ار نبری زلف پر ز تاب
  52. شمارهٔ ۵۲ با رخ آن مه به دعوی کی برآید آفتاب
  53. شمارهٔ ۵۳ جانبِ ما خوب می‌آید. که می آید؟ حبیب
  54. شمارهٔ ۵۴ چو آفتاب نکند از رخ زمانه نقاب
  55. شمارهٔ ۵۵ حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب
  56. شمارهٔ ۵۶ دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب
  57. شمارهٔ ۵۷ دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
  58. شمارهٔ ۵۸ دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب
  59. شمارهٔ ۵۹ رفتم از دست‌! من بی سر و پا را دریاب
  60. شمارهٔ ۶۰ عنبرست آن دام دل یا مشک ناب

متن اشعار به نقل از گنجور.