پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲

از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها

کردند پر از نکهت گل‌ها همه دامان‌ها

با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه

کز رشته زلف تست این چاک گریبان‌ها

تا خوان جمالت را آراست به سبزی خط

افکند لب لعلت شوری به نمکدان‌ها

گر زلف برافشانی در پا فکنی سرها

چون لب به حدیث آری بر باد دهی جان‌ها

دیدار رقیب از دور افزود مرا گریه

از ابر سیه باشد افزونی باران‌ها

بیمار ترا محرم شربت دهد و مرهم

بی‌چاشنی دردت فریاد ز درمان‌ها

عیش و طرب عاشق درد و غم یار آمد

گر نیست گمان اینها باشد دگرت آن‌ها

عید است و کمال ار یار دارد سر قربانی

ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴از عاشقی همیشه جوان است پیر ما
  2. شمارهٔ ۵از باد مکش طره جانانه ما را
  3. شمارهٔ ۶ای خط تو سبزی خوان بلا
  4. شمارهٔ ۷ای روشنی از روی تو چشم نگران را
  5. شمارهٔ ۸ای زغمت دل به جفا مبتلا
  6. شمارهٔ ۹ای سراپرده سلطان خیالت دل ما
  7. شمارهٔ ۱۰ای غمت یار بی نوایی ها
  8. شمارهٔ ۱۱این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.