پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا

عمر باقی رخ ساقی لب جام است اینجا

دولتی کز همه بگذشت ازین درنگذشت

شادئی کز همه بگریخت غلام است اینجا

چون در آیی به طربخانه ما با غم دل

همه گویند مخور غم که حرام است اینجا

ما ورای فلکیم از بر ما گر بروی

برو آهسته که جام و لب بام است اینجا

نیست در مجلس ما پیشگه و صف نعال

شاه و درویش ندانند کدام است اینجا

چو صف عود همه سوخته و گرم رویم

بجز از زاهد افسرده که خام است اینجا

چند پرسی چه مقام است کمال اینکه تراست

این مقامی که نه منزل نه مقام است اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳بعد از امروز آشکارا دوست می‌دارم تو را
  2. شمارهٔ ۱۴بگذار در آن کوی من اشک فشان را
  3. شمارهٔ ۱۵بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما
  4. شمارهٔ ۱۶تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما
  5. شمارهٔ ۱۷جانا ز گرد دردت پر باد دامن ما
  6. شمارهٔ ۱۸جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا
  7. شمارهٔ ۱۹چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا
  8. شمارهٔ ۲۰چشمت به غمزه کشت من بیگناه را
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.