پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

ایها العطشان فی الوادی الهوا

جوی جویبان جانب دریا بیا

آب را پیش لب هر تشنه ای

مالت الاکواب قل قل قولنا

از سقاهم ربهم ابریقهاست

ما به لب پیش لب ما و شما

گریه تا چند از عطش ای نور چشم

پیش چشمت آب چشمی برگشا

لو وجدت الخضر عینا فانتبه

کیف یحیی النون فی عین البقا

از نسیت الحوت اگر یادیت هست

همچو آن ماهی بخضری آشنا

گر طلبکاری مشو دور از کمال

لم تجد بعدی ولیا مرشدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴بگذار در آن کوی من اشک فشان را
  2. شمارهٔ ۱۵بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما
  3. شمارهٔ ۱۶تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما
  4. شمارهٔ ۱۷جانا ز گرد دردت پر باد دامن ما
  5. شمارهٔ ۱۸جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا
  6. شمارهٔ ۱۹چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا
  7. شمارهٔ ۲۰چشمت به غمزه کشت من بیگناه را
  8. شمارهٔ ۲۱چشم تو از حد می برد با عاشقان بیداد را
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.