پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

عنبرست آن دام دل یا مشک ناب

یا ز سنبل پر گل سوری نقاب

یا ز شعر سبز بر به سایبان

یا حریر ست آن به گرد آفتاب

درج باقوت است یا آب حیات

یا نهان در لعل میگون در ناب

هر دم از لعل لب جان پرورت

میرود سرچشمه حیوان در آب

دارم از چشمت عجایب حالتی

من خراب مست و او مست خراب

دل ندارد بی لب لعلت طرب

بی نمک ذوقی نمی یابد کباب

طوطی طبع کمال از ذوق تو

می فشاند در سخن در خوشاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب
  2. شمارهٔ ۶۳من طلب کردم وصالت روز و شب
  3. شمارهٔ ۶۴آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
  4. شمارهٔ ۶۵آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت
  5. شمارهٔ ۶۶آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت
  6. شمارهٔ ۶۷آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
  7. شمارهٔ ۶۸آن چه مروی است چه خوش رفتاری است
  8. شمارهٔ ۶۹آن رخ از مه خجسته فال تراست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.