پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

لعل درخشان نگر غیرت یاقوت ناب

لاله سیراب بین پسته سنبل نقاب

تا شود از زلف او حجت خوبی تمام

خط مسلسل کشید بر ورق آفتاب

ای گل ریحان تو سنبل بستان فروز

طره مهپوش تو سلسله مشک ناب

از عرق روی تست عارض گل قطره‌ای

چونکه ز شبنم فتد بر رخ نسرین گلاب

باد صبا در چمن وصف جمال تو کرد

شد به گلستان ز شرم لاله سیراب آب

قیمت گوهر شکست بر سر بازار حسن

لعل لبت چون نمود دانه در خوشاب

هست نشان رخت آیت خوبی درست

نیست به مشک ختا نسبت زلفت صواب

گر رود از هجر تو خون دل من رواست

چون نبود خون چکان بر سر آتش کباب

جور غمت بر کمال چونکه کمالی گرفت

ز آتش هجرش مدار روز و شب اندر عذاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳من طلب کردم وصالت روز و شب
  2. شمارهٔ ۶۴آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
  3. شمارهٔ ۶۵آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت
  4. شمارهٔ ۶۶آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت
  5. شمارهٔ ۶۷آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
  6. شمارهٔ ۶۸آن چه مروی است چه خوش رفتاری است
  7. شمارهٔ ۶۹آن رخ از مه خجسته فال تراست
  8. شمارهٔ ۷۰آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.