پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

جانبِ ما خوب می‌آید. که می آید؟ حبیب

وز پی او زشت می‌آید. که می‌آید؟ رقیب

برنتابد جان ما دردسر هر کسی دگر

می‌نشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب

چون کشی خوان به پیش جگرخواران غم

این گدای کمترین را بیشتر فرما نصیب

رحمتی گر می‌کند چشم تو بر افتادگان

دُرّ اشک من یتیم است و من مسکین غریب

گر به محراب آیت نور رخت خواند امام

آتش افتد در درون منبر از او خطیب

دم به دم جانی به تن می‌آیدم چون وقت‌ها

باد طایب رها می‌آرد از زلف تو طیب

چیست این تیزی دنیا هر زمانت با کمال

پیش گل ای باغبان از خار بهتر عندلیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب
  2. شمارهٔ ۵۶دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب
  3. شمارهٔ ۵۷دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
  4. شمارهٔ ۵۸دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب
  5. شمارهٔ ۵۹رفتم از دست‌! من بی سر و پا را دریاب
  6. شمارهٔ ۶۰عنبرست آن دام دل یا مشک ناب
  7. شمارهٔ ۶۱لعل درخشان نگر غیرت یاقوت ناب
  8. شمارهٔ ۶۲مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.