پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱ دگر باره تیغ جفا بر کشیدی
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲ دل رفت به باد دلپذیری
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳ دل ز باران کهن برداشتی
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴ دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانی
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵ دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶ دل که سودای تو می پخت کبابش کردی
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷ دل من به داغ جفا سوختی
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸ دل می کنی جراحت و مرهم نمیدهی
  9. شمارهٔ ۱۰۲۹ راز معشوق حدیثیست نهان‌داشتنی
  10. شمارهٔ ۱۰۳۰ ز دیده در دل دیوانه رفتی
  11. شمارهٔ ۱۰۳۱ ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی
  12. شمارهٔ ۱۰۳۲ ز من مپرس که «از عاشقانِ زارِ که‌ای؟»
  13. شمارهٔ ۱۰۳۳ سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی
  14. شمارهٔ ۱۰۳۴ سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانی
  15. شمارهٔ ۱۰۳۵ شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
  16. شمارهٔ ۱۰۳۶ صنما در خط سنبل مه تابان داری
  17. شمارهٔ ۱۰۳۷ طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
  18. شمارهٔ ۱۰۳۸ عاشقی و بی دلی بیدلبری
  19. شمارهٔ ۱۰۳۹ قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
  20. شمارهٔ ۱۰۴۰ کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی
  21. شمارهٔ ۱۰۴۱ کدام سر که ندارد دماغ سودایی
  22. شمارهٔ ۱۰۴۲ گر از در به تیم برانی نو دانی
  23. شمارهٔ ۱۰۴۳ گر از شاخ دولت گلی چیدمی
  24. شمارهٔ ۱۰۴۴ اگر او یاد من دلخسته کردی
  25. شمارهٔ ۱۰۴۵ گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی
  26. شمارهٔ ۱۰۴۶ گر به پاکی خضر وقتی و روح القدسی
  27. شمارهٔ ۱۰۴۷ گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی
  28. شمارهٔ ۱۰۴۸ گر بری دست به آئینه و در خود نگری
  29. شمارهٔ ۱۰۴۹ گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری
  30. شمارهٔ ۱۰۵۰ گر به من یار شوی ور نشوی
  31. شمارهٔ ۱۰۵۱ گر تو دل ما سوختی از آتش دوری
  32. شمارهٔ ۱۰۵۲ گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی
  33. شمارهٔ ۱۰۵۳ گر گم شوی از خود خبر یار بیابی
  34. شمارهٔ ۱۰۵۴ گر لذت خونریزی آن غمزه شناسی
  35. شمارهٔ ۱۰۵۵ گر همه وقتی همه دل خون نیی
  36. شمارهٔ ۱۰۵۶ گفتم: ای سیم‌ذقن! گفت: که را می‌گویی؟
  37. شمارهٔ ۱۰۵۷ گل و رخسار تو دارند به هم یکرنگی
  38. شمارهٔ ۱۰۵۸ مبارک منزلی خوش سرزمینی
  39. شمارهٔ ۱۰۵۹ مپوشان روی خود ای شوخ خود رای
  40. شمارهٔ ۱۰۶۰ مرا در درد بی باری دریغا بار بایستی
  41. شمارهٔ ۱۰۶۱ مرا زیبد به چوگان سر زلفت نظربازی
  42. شمارهٔ ۱۰۶۲ من آن بهتر که باشم رند و عامی
  43. شمارهٔ ۱۰۶۳ من اوصاف حست ندانم کماهی
  44. شمارهٔ ۱۰۶۴ من کیستم که ورزم سودای چون تو باری
  45. شمارهٔ ۱۰۶۵ من کیم گفتی که گویم خاک نعلین منی
  46. شمارهٔ ۱۰۶۶ مویت از عنبر تر فرق ندارد مویی
  47. شمارهٔ ۱۰۶۷ ناوک غمزه چو هر سو به شتاب اندازی
  48. شمارهٔ ۱۰۶۸ ندارد دلم طاقت بی توی
  49. شمارهٔ ۱۰۶۹ ندانم کی به دام من در افتی
  50. شمارهٔ ۱۰۷۰ نشان خاک پای او اگر می یافتم جایی
  51. شمارهٔ ۱۰۷۱ نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسی
  52. شمارهٔ ۱۰۷۲ ورای آن چه سعادت بود که ناگاهی
  53. شمارهٔ ۱۰۷۳ وصال اوست بخت ما نبینم آن به بیداری
  54. شمارهٔ ۱۰۷۴ هرگز سوی ما چشم رضائی نگشادی
  55. شمارهٔ ۱۰۷۵ هر لحظه به غمزه دل ریشم چه خراشی
  56. شمارهٔ ۱۰۷۶ هر لحظه بما از تو رسد تحفة دردی
  57. شمارهٔ ۱۰۷۷ هر لحظه غمزه‌ها به جفا نیز می‌کنی
  58. شمارهٔ ۱۰۷۸ هیچ شب ای مه از وطن جانب ما نیامدی
  59. شمارهٔ ۱۰۷۹ یارب این درد دل و فرقت جانان تا کی

متن اشعار به نقل از گنجور.