پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۶

دل که سودای تو می پخت کبابش کردی

بود غمخانه دیرینه خرابش کردی

دیده کز گریه بسیار تهی گشت ز اشک

از لب و عارض تره باز پر آبش کردی

بر سرشکم ز تو افتاد مگر عکس سهیل

زانکه غلطیده تر از در خوشابش کردی

چشم خونریز تو در کشتن صاحب نظران

داشت در سرکه کنند نار عتابش کردی

ناوک غمزه نو سوی دل غمزدگان

تیز تر رفت ز پیکان چو شتابش کردی

نشد از رحمت نو عاشق صادق نومید

سالها دور ز خود گرچه عذابش کردی

پیش رندان همگی عیب نو پوشید کمال

خرة زهد که رنگین بشرابش کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۸دل می کنی جراحت و مرهم نمیدهی
  2. شمارهٔ ۱۰۲۹راز معشوق حدیثیست نهان‌داشتنی
  3. شمارهٔ ۱۰۳۰ز دیده در دل دیوانه رفتی
  4. شمارهٔ ۱۰۳۱ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی
  5. شمارهٔ ۱۰۳۲ز من مپرس که «از عاشقانِ زارِ که‌ای؟»
  6. شمارهٔ ۱۰۳۳سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی
  7. شمارهٔ ۱۰۳۴سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانی
  8. شمارهٔ ۱۰۳۵شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.