پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۱

ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی

الا تعرض عینی و انت تعلم مآبی

بیا معاینه بنگر که چونم از غم عشقت

ذات بک جسمی بشیب یوم شیابی

تن ضعیف نزارم اگر چنان که ببینی

تراک مثل خلال مدنی حلال نیابی

اذوب من حسراتی و ما أرید حیونی

گرم به تیغ زنی به از آنکه روی بتابی

لقد نت تنبلی و ما فعل خطائی

نکرده هیچ گناهی به کشتنم چه شتابی

کمال خسته مسکین ز غم بمرد و دریغا

محبتی و بی قبلی عقابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۳سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی
  2. شمارهٔ ۱۰۳۴سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانی
  3. شمارهٔ ۱۰۳۵شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
  4. شمارهٔ ۱۰۳۶صنما در خط سنبل مه تابان داری
  5. شمارهٔ ۱۰۳۷طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
  6. شمارهٔ ۱۰۳۸عاشقی و بی دلی بیدلبری
  7. شمارهٔ ۱۰۳۹قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۰کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.