پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۰

ز دیده در دل دیوانه رفتی

ز منظرها به خلوت خانه رفتی

دلت می خواست چون گنجی روان گشت

روان گشتی سوی ویرانه رفتی

صبا بادت بریده با بصد جا

چرا در زلف او چون شانه رفتی

بکویش آمدن ای دل ترا ساخت

که هشیار آمدی دیوانه رفتی

چو مور افتان و خیزان از ضعیفی

سوی خالش بحرص دائه رفتی

در او مانده گر رفتی به کعبه

ز کعبه بر در بتخانه رفتی

کمال از کعبه رفتی بر در بار

هزارت آفرین مردانه رفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۲ز من مپرس که «از عاشقانِ زارِ که‌ای؟»
  2. شمارهٔ ۱۰۳۳سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی
  3. شمارهٔ ۱۰۳۴سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانی
  4. شمارهٔ ۱۰۳۵شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
  5. شمارهٔ ۱۰۳۶صنما در خط سنبل مه تابان داری
  6. شمارهٔ ۱۰۳۷طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
  7. شمارهٔ ۱۰۳۸عاشقی و بی دلی بیدلبری
  8. شمارهٔ ۱۰۳۹قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.