پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۳

سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی

ماند از شوق تو صد ساله حکایت باقی

غایت ابرویش از دیده دلا حاضر باش

ترسمت بشکنی این شیشه که دور از طاقی

غمزهات هیچ فروداشت ز تیزی نکند

تا به آن زخمه نو در ره زدن عشاقی

ای خوش آن مجلس خالی شده از مدعیان

مانده از می قدری باقی و آن لب ساقی

عمر باقی به جز این نیست که در خلوت انس

دست در گردن بار افکنی و الباقی

خال بر گوشه ابروی تو بی مکری نیست

نبود گوشه نشین بی حیل و زراقی

همه نقش خط و خال است به دیوان کمال

لیس الأ رقم العشق علی اوراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۵شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
  2. شمارهٔ ۱۰۳۶صنما در خط سنبل مه تابان داری
  3. شمارهٔ ۱۰۳۷طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
  4. شمارهٔ ۱۰۳۸عاشقی و بی دلی بیدلبری
  5. شمارهٔ ۱۰۳۹قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
  6. شمارهٔ ۱۰۴۰کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۱کدام سر که ندارد دماغ سودایی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۲گر از در به تیم برانی نو دانی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.