پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۹

قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی

گره به دریا برسی قطره نبی دریایی

پیش او آنی و در خانقه الله گونی

او مولی و در مدرسه مولانایی

گرنه با اونی اگر پادشهی درویشی

ال ورن بیخویشی اگر با همه تنهایی

بی غمش در تعبی با غم او در طربی

دریاب لب او مگی با لب او حلوایی

گه دلی گاه زبان گاه نهان گاه عیان

گاه آیینه گهی طوطی شکرخایی

زنگ هر آینه کان روی توان دید توئی

دم به دم ز آینه این زنگ چرا نزدایی

پیش روی تو صد آئینه نهادست کمال

روشنست آینه ها بنگر اگر بینایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۱کدام سر که ندارد دماغ سودایی
  2. شمارهٔ ۱۰۴۲گر از در به تیم برانی نو دانی
  3. شمارهٔ ۱۰۴۳گر از شاخ دولت گلی چیدمی
  4. شمارهٔ ۱۰۴۴اگر او یاد من دلخسته کردی
  5. شمارهٔ ۱۰۴۵گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی
  6. شمارهٔ ۱۰۴۶گر به پاکی خضر وقتی و روح القدسی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۷گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۸گر بری دست به آئینه و در خود نگری
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.